خُلک

/Khulk/
اطمینان جامعه
۵۰٪
معنی فارسی
  1. خلق
  2. گلو
  3. ستون هوایی
مثال
خُلک‌ام خشک شده است.

✍️ اصلاح یا تکمیل این واژه

اگر معنی دیگری می‌دانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است، پیشنهاد دهید. پس از بررسی اعمال می‌شود و امتیاز می‌گیرید.

برای پیشنهاد وارد شوید

گفت‌وگو درباره این واژه 0

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.

برای ثبت نظر وارد شوید.