🎼شعر بندری
هر اثر همراه با ترجمه فارسی و معنی واژههای بندری با یک کلیک. شما هم شعر یا داستان بندری خود را با ترجمه بفرستید.
مواتن ای زمُون
عاشقانهمواتن ای زمُون شیدا بگردُم غریب و گُم بودُم پیدا بگردُم دلُم مث پرستوی اسیرن دو دستُم خالی و خیلی فخیرن چِشِ عاشک همش دنبال یارن دو چشمون مه ام امروُ اجیرن یه چیزی تو دل ِ مه سو...
دخت ناخدا
عاشقانهدخت ناخدا دلی چه سنگن چشمون سیاش چقد قشنگن افسوس که فقط دل مه تشکست فراموش اتکه اون عهدی که اتبست وقتی که دلم سرده و خاموش غصه تو دلم تکه فراموش جادوی چشت سحرم شکرده آتش تو دلم...
دلنوازی بندر
در صبحهای نم بندر صیادان میروند به شمر هر کشتی یک داستان دارد هر موج یک رازِ پنهان دارد ماهیهای سفید و زرد در دریا میشنوند صدای سرد صداِی شبکهها در آب صداِی صیادان، صداِی نیا...
شبهای تنهایی
شبهای بندر آرام نیست فانوسهای قدیمی پایا نیست موجها زمزمه میکنند در شب و من به تنهایی گوش میدهم به سخن شب یادِ کسی را میکنم که رفت تصویرش در آینه دریا انعکاس مییابد شاید هن...
کشتیهای سفری
کشتیهای سفری میروند به افق دوری میروند با پری و ستاره راهنما در دریای بیکران میروند هر صبح رویای جدید هر موج یک قسم تازهای هر قایق یک خیال ناپختگی به دنیای نامعلوم میرود ا...
دریا و من
سایرمن با دریا صحبت میکنم هر شب دریا مرا به خواب میبرد موجها مثل دل من تند میروند شاید هیچکدام نمیدانند کجا میروند ماسههای ساحل نقشهایی دارند از قصههای گمشدهای که کسی نمی...
بندر عباس
سایربندر عباس شهرِ من است رنگین مثل مرجانهای دریا هر خیابان یک قصه دارد هر انسانی یک خواب دارد خانههای رنگین پاسخ میدهند به سلام موجهای دریا مردم اینجا مثل نمک دریا هستند تلخ و ش...