کشتی‌های سفری

علی بافقی · بندر گناوه · ۱,۳۹۶ · سطح: متوسط

شعری درباره سفر دریایی و فدایی صیادان برای بازگشت به خانه.

روی واژه‌های خط‌دار کلیک کنید
کشتی‌های سفری می‌روند
به افق دوری می‌روند
با پری و ستاره راهنما
در دریای بی‌کران می‌روند
هر صبح رویای جدید
هر موج یک قسم تازه‌ای
هر قایق یک خیال ناپختگی
به دنیای نامعلوم می‌رود
اما دل در بندر ماند
بندر عزیز ، بندر غریب
جایی که دل من ریشه دارد
جایی که شب‌های سخت را صبر کردم
بندر من ، بندرِ عشق
هر موج تو مرا خطاب می‌کند
هر ستاره‌ای در آسمان
یاد تو برای من می‌آورد
تا زمانی که کشتی‌هایم برگردند
تا زمانی که دریا آرام شود
من در بندر می‌ماندم
و صبر می‌کنم برای بازگشت
این اثر هنوز ترجمه فارسی کامل ندارد. ترجمه ماشینی واژه‌به‌واژه: کشتی‌های سفری می‌روند به افق دوری می‌روند بابا پری و ستاره راهنما در اقیانوس بی‌کران می‌روند هر صبح رویای جدید هر امواج دریا یک قسم تازه‌ای هر قایق یک خیال ناپختگی به دنیای نامعلوم می‌رود اما دل در بندر ماند بندر عزیز، بندر غریب جایی که دل من ریشه دارد جایی که شب‌های سخت را صبر کردم بندر من، بندرِ عشق هر امواج دریا تو مرا خطاب می‌کند هر ستاره‌ای در آسمان یاد تو برای من می‌آورد تا زمانی که کشتی...
اگر بندری بلدید، ترجمه را در نظرات بنویسید تا مدیر اضافه کند.
#سفر#دریا#خانگی#بندر

نظرات، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیحات 0

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.

برای ثبت نظر وارد شوید.