📖واژهنامه بندری
لغتنامه زنده زبان بندری. هر واژه را کاربران اضافه میکنند، مدیر تأیید میکند، و همه میتوانند معنی را تأیید کنند، اصلاح پیشنهاد دهند یا توضیح بیفزایند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
آ
Ā
حرف تعجب (مردانه)
«آ ئی توکا؟»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
با
Bā
بابا، پدر
«با صبح زود به دریا میرود.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
بالک
Bālk
لنگر کشتی، وزنه
«بالک جهاز بسیار سنگین است.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
بایی
Bāyi
بابا بزرگ، پدربزرگ
«بایی داستانهای قدیمی برای ما تعریف میکند.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
بپ - بپو
Bap - Bapu
بابا، پدر (کلمه هندی)
«بپو درس ماهیگیری را به من آموخت.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
بولت
Bult
وزنه ماهیگیری، سنگتشت
«بولت تور را به پایین میکشد.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
بیبی
Bi-bi
مامان بزرگ، مادربزرگ
«بیبی برای ما غذای خوشمزه درست میکند.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
پت
Pat
دامن لباس، پیراهن
«پتام خیس شده است.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
پره
Pare
پریروز
«پره آمد.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
پسلهُ
Paslahū
پشت، عقب چیزی
«پسلهُ من دردناک است.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
پُل
Pul
پریز برق، سوکت
«پلی بزن.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
پنجروک
Panjrūk
نیشگون گرفتن، فشار دادن
«پنجروک مت کن.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
پوتنگ
Putang
بقچه، بسته، کیسه
«پوتنگ را بردار.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
تلو
Telu
بزرگ، طویل
«تلو قامتی دارد.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
تنی نین
Tani Nin
بچه است، آدم بزرگ نیست
«تنی نین، برگرد.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
تور
Tūr
شبکه ماهیگیری، دام
«صیاد تور را در دریا انداخت.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
تیغار
Tighār
سینه، جلوی بدن
«تیغار قوی باید داشته باشی.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
جاری
Jāri
همسر برادر، بانو
«جاری علی خیلی مهربان است.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
جمول
Jamūl
دوقلو
«جمول هستند.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
جهاز
Jahāz
کشتی چوبی، ناو
«جهاز بزرگ از بندر حرکت کرد.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
جوتی
Jūti
کفش، پاپوش
«جوتیهای قدیم را رها کردم.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
چوک
Chook
پسر
«چوک من صیاد خوبی شده است.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
چوکلک
Chūklak
جوان، پسر جوان ازدواجنکرده
«چوکلکها در بندر کار میکنند.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
چولنگ
Chūlang
کودک، بچه
«چولنگها در ساحل بازی میکنند.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
چولنگی
Chūlangi
کودکی، دوران کودکی
«در چولنگیام با پدر به دریا میرفتم.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
خالو
Khālu
دایی، برادر مادر
«خالو حسن صیاد ماهر است.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
خُلک
Khulk
خلق، گلو، ستون هوایی
«خُلکام خشک شده است.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
خیط
Khīt
سیم ماهیگیری، نخ
«خیط قوی باید باشد.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
دا (ای دا)
Dā (Ay Dā)
بیان زشتی و خجالت
«ای دا!»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
دادا
Dāda
خواهر
«دادای من به شهر رفت.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
دخت
Dakht
دختر
«دختهای بندر بسیار زیبا هستند.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
دخله
Dakhlā
فامیل، گروه خانوادگی
«دخله ما هندن»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
دریا
Daryā
اقیانوس، آبهای شور
«دریا امشب آرام است.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
دوش
Dosh
دیروز، روز قبل
«دوش به بندر رفتم.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
دیس
Deys
رزوه، دندانه
«دیس برای اتصال استفاده میشود.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
رزوه
Rezweh
دندانه، رزوهای دندانشکل
«رزوه لوله را محکم میکند.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
ساحل
Sāhel
کنار دریا، ساحل
«ساحل بندر بسیار زیبا است.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
سالار کهره
Sālār Kehreh
شبان، چوپان
«سالار کهره گوسفند را نگاه میدارد.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
سبا
Sabā
فردا
«سبا دریا آرام خواهد شد.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
سُک کردن
Suk Kardan
تحریک کردن، اذیت کردن
«سکی مکن.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪