📖واژه‌نامه بندری

لغت‌نامه زنده زبان بندری. هر واژه را کاربران اضافه می‌کنند، مدیر تأیید می‌کند، و همه می‌توانند معنی را تأیید کنند، اصلاح پیشنهاد دهند یا توضیح بیفزایند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

آ ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی
چوک
Chook
خانواده
پسر
«چوک من صیاد خوبی شده است.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
چوکلک
Chūklak
خانواده
جوان، پسر جوان ازدواج‌نکرده
«چوکلک‌ها در بندر کار می‌کنند.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
چولنگ
Chūlang
خانواده
کودک، بچه
«چولنگ‌ها در ساحل بازی می‌کنند.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
چولنگی
Chūlangi
خانواده
کودکی، دوران کودکی
«در چولنگی‌ام با پدر به دریا می‌رفتم.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪