📖واژهنامه بندری
لغتنامه زنده زبان بندری. هر واژه را کاربران اضافه میکنند، مدیر تأیید میکند، و همه میتوانند معنی را تأیید کنند، اصلاح پیشنهاد دهند یا توضیح بیفزایند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
کاغر
Kāghar
قلاب ماهیگیری، سنّاره
«کاغر برای گرفتن ماهی به کار میرود.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
کاکا
Kāka
برادر
«کاکا علی با من به دریا میرود.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
کررابو
Karrābu
دلفین، موجود دریایی
«کررابو در دریا شنا میکند.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
کفسک
Kufask
لانه پرنده، آشیانه
«کفسک در شاخه درخت است.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
کفسک سوری
Kufask Sūri
لانه زنبور، کندوی زنبور
«کفسک سوری متصل به شاخه است.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
کلکچغ
Kelkechagh
حلزونِ کوچک رنگی، صدف کوچک
«کلکچغها کنار ساحل زندگی میکنند.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
کنگ
Kang
شانه، کتف
«کنگهای صیاد قوی هستند.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪