📖واژه‌نامه بندری

لغت‌نامه زنده زبان بندری. هر واژه را کاربران اضافه می‌کنند، مدیر تأیید می‌کند، و همه می‌توانند معنی را تأیید کنند، اصلاح پیشنهاد دهند یا توضیح بیفزایند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

آ ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی
تلو
Telu
صفت و حالت
بزرگ، طویل
«تلو قامتی دارد.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
تنی نین
Tani Nin
متفرقه
بچه است، آدم بزرگ نیست
«تنی نین، برگرد.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
تور
Tūr
دریا و ماهیگیری
شبکه ماهیگیری، دام
«صیاد تور را در دریا انداخت.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
تیغار
Tighār
بدن
سینه، جلوی بدن
«تیغار قوی باید داشته باشی.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪