📖واژه‌نامه بندری

لغت‌نامه زنده زبان بندری. هر واژه را کاربران اضافه می‌کنند، مدیر تأیید می‌کند، و همه می‌توانند معنی را تأیید کنند، اصلاح پیشنهاد دهند یا توضیح بیفزایند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

آ ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی
ناخدا
Nākhudā
شغل
کاپیتان کشتی
«ناخدا کشتی را فرمان می‌دهد.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
نشبیل
Nashbīl
دریا و ماهیگیری
طناب لنگر، کمربند
«نشبیل لنگ را محکم می‌کند.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
نه
Na
اصطلاح و عبارت
پسوند برای تاکید و عجله
«برو نه.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪