📖واژه‌نامه بندری

لغت‌نامه زنده زبان بندری. هر واژه را کاربران اضافه می‌کنند، مدیر تأیید می‌کند، و همه می‌توانند معنی را تأیید کنند، اصلاح پیشنهاد دهند یا توضیح بیفزایند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

آ ا ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی
جاری
Jāri
خانواده
همسر برادر، بانو
«جاری علی خیلی مهربان است.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
جمول
Jamūl
متفرقه
دوقلو
«جمول هستند.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
جهاز
Jahāz
دریا و ماهیگیری
کشتی چوبی، ناو
«جهاز بزرگ از بندر حرکت کرد.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪
جوتی
Jūti
پوشاک
کفش، پاپوش
«جوتی‌های قدیم را رها کردم.»
👍 ۰👎 ۰اطمینان ۵۰٪