شعر بندری / عاشقانه
دخت ناخدا
عبدی محب · بندر عباس · ۱,۳۸۵ · سطح: متوسط
شعری رمانتیک درباره دختر ناخدا و عشق ناپذیر. هر شعر یک احساس تازه را بیان میکند.
روی واژههای خطدار کلیک کنید
دخت ناخدا دلی چه سنگن
چشمون سیاش چقد قشنگن
افسوس که فقط دل مه تشکست
فراموش اتکه اون عهدی که اتبست
وقتی که دلم سرده و خاموش
غصه تو دلم تکه فراموش
جادوی چشت سحرم شکرده
آتش تو دلم تکرده خاموش
بدو که دگه دل طاکت اینی
هیچی دگه جزء صداکت اینی
بدو تا پات وا خرس چش بشورم
هر چند که چشم لیاقت اینی
یادمن هنو شرم نگاهت
یادمن هنو چشم سیاهت
یادمن هنو اون همه خوبی
اون حس قدیمی جنوبی
پریشون خاطرم بر گرد ای افتو
بدو درم بیار از سایهء شو
بدو از نو دوباره عاشقم بش
مثال پشترن اون سالن خوش
این اثر هنوز ترجمه فارسی کامل ندارد. ترجمه ماشینی واژهبهواژه: دختر کاپیتان کشتی دلی چه سنگن
چشمون سیاش چقد قشنگن
افسوس که فقط دل مه تشکست
فراموش اتکه اون عهدی که اتبست
وقتی که دلم سرده و خاموش
غصه تو دلم تکه فراموش
جادوی چشت سحرم شکرده
آتش تو دلم تکرده خاموش
بدو که دگه دل طاکت اینی
هیچی دگه جزء صداکت اینی
بدو تا پات وا خرس چش بشورم
هر چند که چشم لیاقت اینی
یادمن هنو شرم نگاهت
یادمن هنو چشم سیاهت
یادمن هنو اون همه خوبی
اون حس قدیمی جنوبی
پریشون خاطرم...
اگر بندری بلدید، ترجمه را در نظرات بنویسید تا مدیر اضافه کند.
#عشق#دختر#بندری#رومان