شبهای تنهایی
لیلا صادقی · کیش · ۱,۳۹۵ · سطح: متوسط
شعری دلسوز درباره تنهایی و انتظار در شبهای بندر.
روی واژههای خطدار کلیک کنید
شبهای بندر آرام نیست
فانوسهای قدیمی پایا نیست
موجها زمزمه میکنند در شب
و من به تنهایی گوش میدهم به سخن شب
یادِ کسی را میکنم که رفت
تصویرش در آینه دریا انعکاس مییابد
شاید هنوز بین موجها هست
شاید هنوز از درِ شب میآید
دل من مثل ساحل خالی است
انتظار یک کشتی را میکشد
اما هیچ کشتی برنمیگردد
و انتظار من تنها میماند
شب پوشیده است بر بندر
و من تنها در میان تاریکی
فقط صدای موجها
یاریام برای این تنهایی
این اثر هنوز ترجمه فارسی کامل ندارد. ترجمه ماشینی واژهبهواژه: شبهای بندر آرام نیست
فانوسهای قدیمی پایا نیست
امواج دریا زمزمه میکنند در شب
و من به تنهایی گوش میدهم به سخن شب
یادِ کسی را میکنم که رفت
تصویرش در پسوند برای تاکید و عجله اقیانوس انعکاس مییابد
شاید هنوز بین امواج دریا هست
شاید هنوز از درِ شب میآید
دل من مثل کنار دریا خالی است
انتظار یک کشتی را میکشد
اما هیچ کشتی برنمیگردد
و انتظار من پسوند برای تاکید و عجله میماند
شب پوشیده است بر بندر...
اگر بندری بلدید، ترجمه را در نظرات بنویسید تا مدیر اضافه کند.
#تنهایی#شب#انتظار#دریا